حضرت آیت الـه حاج شیخ مرادعلی ممدوح اراکی
حضرت آیت الـه ممدوح اراکی (پیرحسینلو) در روستای سمقاور از توابع بزچلو به دنیا آمد.
پدرش مرحوم غلامعلی پیرحسینلو کشاورزی فعال و مردی رئوف بود که دارای زمینهای کشاورزی فراوان و باغات زیاد بود. چون مرحوم غلامعلی مردی بسیار دیندار و علاقمند به علوم دینی بود از همان ابتدای کودکی تنها پسرش را برای تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه اراک (سپهسالار) آورد و بار غم تنهایی و دوری از فرزند را به جان خرید تا فرزندش بتواند به تحصیلات دینی بپردازد.
آیت الـه ممدوح اراکی در همان ابتدای ورود به حوزه علمیه با حضرت امام خمینی آشنا گردیده و در یک حجره مشترک با ایشان به گذراندن دوران تحصیل مشغول شد. دوستی ایشان با امام تا حدی رسید که چندین بار در دوران نوجوانی با حضرت امام به منزل ایشان در شهرستان خمین رفتند. پس از گذراندن دورههای مقدماتی در حوزه علمیه اراک برای گذراندن دورههای عالی فقه و اصول رهسپار شهر قم گردیدند و علوم تکمیلی را در محضر اساتیدی همچون حضرت آیت الـه حاج شیخ عبدالکریم حائری به پایان رسانده و از اساتید زمان شدند.
در طی مدت تحصیل بارها از طرف حضرت آیت الـه حائری مورد تشویق و ترغیب قرار گرفتند. پس از آن به دستور حضرت آیت الـه حائری در حوزه علمیه قم مشغول تدریس گردیدند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی بارها برای دیدار حضرت امام خمینی از قم به شهر تهران عازم گردیدند و هر بار پس از ملاقات با ایشان امام از ایشان خواستند تا در امور حکومتی وارد شوند لیکن ایشان به دلیل کهولت سن و دلایل دیگر هر بار خود را معذور نمودند. امام خمینی همیشه از ایشان با لفظ یار قدیمی یاد میفرمودند.
البته ایشان در دوران تحصیل و حتی بعد از آن هیچگاه زادگاه و مردم زادگاه خود را فراموش ننموده و هر سال در ایام بهار و تابستان چندین بار به سمقاور سفر مینمود تا جایی که مردم منطقه بزچلو تقریبا تمام مسائل شرعی خود را از ایشان تقلید مینمودند و تقریبا تمام عقود اسلامی خود را در زمان حضور ایشان در سمقاور و با کسب اجازه از ایشان انجام میدادند.
ایشان در شهر قم زندگی بسیار ساده و محقری داشتند و تمام زمینهای پدری خود را که در روستای سمقاور داشتند بدون هیچگونه چشم داشتی به مردم روستای سمقاور واگذار نمودند. در روستا هم همان منزل پدری خود را برای زمانهای مراجعت نگهداری میکردند و شاید به جرات بتوان گفت که در طول عمر خود یک خشت به بنای آن اضافه نکردند و هر وقت دلیل آن از ایشان پرس و جو میشد میفرمودند: خدا کند که زندگی آخرتمان ویرانه نباشد وگرنه در این دنیای گذرا هر چه که داشته باشیم فانی است.
از آثار او:
1- کتاب الهدایا در بطلان مذاهب ساختگی دوران قاجار
2- غفران
3- اصول عقاید
زندگی پر برکت ایشان سراسر نور بود و خدمت و حاصل حدود هفتاد و اندی سال عمر پر برکتش سه فرزند پسر و چهار فرزند دختر بود.
مرحوم دکتر عباسعلی داخواه – مرحوم مهندس مصطفی ممدوح – مرحوم مهندس حسین ممدوح که هر سه از دلسوزان جامعه و مردم بودند و تا لحظه آخر عمر خود در جهت اعتلای علمی و معیشتی مردم ایران تلاشهای زیادی انجام دادند سه فرزند ذکور ایشان بودند.
دکتر احمد دادخواه فرزند آقای دکتر عباسعلی دادخواه نوه مرحوم آیت الـه ممدوح میباشد که در زمینههای علمی و اخلاقی از سرآمد دوران خود است.
شیخ مرادعلی ممدوح اراکی در 9صفر 1408 ق برابر با 1366درگذشت و پیکرش در قبرستان ابوحسین قم به خاک سپرده شد.
حضرت آیت الـه ممدوح اراکی (پیرحسینلو) در روستای سمقاور از توابع بزچلو به دنیا آمد.
پدرش مرحوم غلامعلی پیرحسینلو کشاورزی فعال و مردی رئوف بود که دارای زمینهای کشاورزی فراوان و باغات زیاد بود. چون مرحوم غلامعلی مردی بسیار دیندار و علاقمند به علوم دینی بود از همان ابتدای کودکی تنها پسرش را برای تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه اراک (سپهسالار) آورد و بار غم تنهایی و دوری از فرزند را به جان خرید تا فرزندش بتواند به تحصیلات دینی بپردازد.
آیت الـه ممدوح اراکی در همان ابتدای ورود به حوزه علمیه با حضرت امام خمینی آشنا گردیده و در یک حجره مشترک با ایشان به گذراندن دوران تحصیل مشغول شد. دوستی ایشان با امام تا حدی رسید که چندین بار در دوران نوجوانی با حضرت امام به منزل ایشان در شهرستان خمین رفتند. پس از گذراندن دورههای مقدماتی در حوزه علمیه اراک برای گذراندن دورههای عالی فقه و اصول رهسپار شهر قم گردیدند و علوم تکمیلی را در محضر اساتیدی همچون حضرت آیت الـه حاج شیخ عبدالکریم حائری به پایان رسانده و از اساتید زمان شدند.
در طی مدت تحصیل بارها از طرف حضرت آیت الـه حائری مورد تشویق و ترغیب قرار گرفتند. پس از آن به دستور حضرت آیت الـه حائری در حوزه علمیه قم مشغول تدریس گردیدند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی بارها برای دیدار حضرت امام خمینی از قم به شهر تهران عازم گردیدند و هر بار پس از ملاقات با ایشان امام از ایشان خواستند تا در امور حکومتی وارد شوند لیکن ایشان به دلیل کهولت سن و دلایل دیگر هر بار خود را معذور نمودند. امام خمینی همیشه از ایشان با لفظ یار قدیمی یاد میفرمودند.
البته ایشان در دوران تحصیل و حتی بعد از آن هیچگاه زادگاه و مردم زادگاه خود را فراموش ننموده و هر سال در ایام بهار و تابستان چندین بار به سمقاور سفر مینمود تا جایی که مردم منطقه بزچلو تقریبا تمام مسائل شرعی خود را از ایشان تقلید مینمودند و تقریبا تمام عقود اسلامی خود را در زمان حضور ایشان در سمقاور و با کسب اجازه از ایشان انجام میدادند.
ایشان در شهر قم زندگی بسیار ساده و محقری داشتند و تمام زمینهای پدری خود را که در روستای سمقاور داشتند بدون هیچگونه چشم داشتی به مردم روستای سمقاور واگذار نمودند. در روستا هم همان منزل پدری خود را برای زمانهای مراجعت نگهداری میکردند و شاید به جرات بتوان گفت که در طول عمر خود یک خشت به بنای آن اضافه نکردند و هر وقت دلیل آن از ایشان پرس و جو میشد میفرمودند: خدا کند که زندگی آخرتمان ویرانه نباشد وگرنه در این دنیای گذرا هر چه که داشته باشیم فانی است.
از آثار او:
1- کتاب الهدایا در بطلان مذاهب ساختگی دوران قاجار
2- غفران
3- اصول عقاید
زندگی پر برکت ایشان سراسر نور بود و خدمت و حاصل حدود هفتاد و اندی سال عمر پر برکتش سه فرزند پسر و چهار فرزند دختر بود.
مرحوم دکتر عباسعلی داخواه – مرحوم مهندس مصطفی ممدوح – مرحوم مهندس حسین ممدوح که هر سه از دلسوزان جامعه و مردم بودند و تا لحظه آخر عمر خود در جهت اعتلای علمی و معیشتی مردم ایران تلاشهای زیادی انجام دادند سه فرزند ذکور ایشان بودند.
دکتر احمد دادخواه فرزند آقای دکتر عباسعلی دادخواه نوه مرحوم آیت الـه ممدوح میباشد که در زمینههای علمی و اخلاقی از سرآمد دوران خود است.
شیخ مرادعلی ممدوح اراکی در 9صفر 1408 ق برابر با 1366درگذشت و پیکرش در قبرستان ابوحسین قم به خاک سپرده شد.




